گروه تئاتر اندیشه شهرستان شوش
تشریح عملکرد گروه
صفحه نخست             مدیر وبلاگ            پست الکترونیک         آرشیو مطالب         عناوین مطالب

 نمایشنامه بدون کلام تجسس خيالبیا

نوشته : حسین پاکدل
نور مي‌آيد. نورپردازي صحنه القاء ميله‌هاي زندان و فضاي محبس را مي‌كند. مرد 1 گوشه‌اي كز كرده نشسته است. سربلند مي‌كند،


نمایشنامه بدون کلام  تجسس خيالبیا

نوشته : حسین پاکدل 
نور مي‌آيد. نورپردازي صحنه القاء ميله‌هاي زندان و فضاي محبس را مي‌كند. مرد 1 گوشه‌اي كز كرده نشسته است. سربلند مي‌كند، خسته و كسل است بلند مي‌شود. قدري قدم مي‌زند، تمركز مي‌كند، در ذهنش موجودي خيالي را تخيل مي‌كند، او را به‌شكل پانتوميم حاضر مي‌بيند، با او حرف مي‌زند، با او مي‌رقصد، در كنارش مي‌نشيند، به‌طرف هم چيزهائي را پرتاب مي‌كنند، سروصدا و خنده و شلوغي آنها بالا مي‌رود. يك‌دفعه با صداي وحشتناكي، درِ فرضي زندان باز مي‌شود. مرد 2 در هيبت نگهبان وارد صحنه مي‌شود. مرد 1 در جا خشكش مي‌زند، مرد 2 اطراف را جستجو مي‌كند، از مرد 1 در مورد حضور كسي سؤال مي‌كند، مرد 1 انكار مي‌كند، مرد 2 قانع نمي‌شود. تمام جاهاي فرضي مثل كنج ديوار، ‌زير تخت و غيره را خوب مي‌گردد. زير پتوي فرضي را مي‌گردد. عاقبت با شك و ترديد، بيرون مي‌رود، پس از لحظاتي سكوت، مرد 1 رو به موجود خيالي خود با اشارة انگشت اعلام سكوت مي‌كند.
نور مي‌رود. 

یکشنبه 27 اسفند 1391 :: 13:00 ::  نويسنده : andisheyshoush
لینک های مفید
چت باکس
Coming soon ....



 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران