|
گروه تئاتر اندیشه شهرستان شوش تشریح عملکرد گروه درباره وبلاگ به وبلاگ گروه تئاتر انديشه شهرستان شوش خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
نويسندگان لینک های مفید اصول فن بيان 25سال پیش شادروان ملک الشعرای بهار - در کتاب سبک شناسی - ضعف نحوه سخن گویی ما را امری کلی دانست و از ضایع شدن آهنگ صدای ما وجود الحان عاجزانه ، صوتهای نازک و شکسته و بسته ، حروف جویده جویده مظلومانه و حیلت گرانه در آن سخن گفت و از قول مردی فاضل نقل کرد که : « مردم ما به جای سخن گفتن ، ناله میکنند . »
25 سال پیش شادروان ملک الشعرای بهار - در کتاب سبک شناسی - ضعف نحوه سخن گویی ما را امری کلی
بهار در ضمن ، کودکان و نوجوانان و نیز بانوان و «دوشیزگان» را دعوت کرد تا به ورزش صدا بپردازند و طریق سخن گفتن درست و فصیح را با آهنگی استوار ، متین و جذاب بیاموزند . بهار به این نکته نیز اشاره میکند که برای هنرمندان فارسی زبان دو نکته از اهمیت خاص برخوردارند :
فن بیان فقط به پرورش صدا و بیان و کار فنی و فیزیکی ختم نمیشود . بیان خوب ، با دانش ما از زبان و نیز با آگاهی ما نسبت به آنچه که «بیانش میکنیم » ارتباطی تنگاتنگ دارد . صدا و بیان انسان محصول عوامل مختلف فیزیولوژیک ( مانند چگونگی اندامهای تنفسی و گفتاری )، روانشناختی (مانند شخصیت ) و اجتماعی (مانند آموزش و پرورش و پایگاه اجتماعی ) است . از شاعر و اندیشمند بزرگ ما سعدی شیرازی : تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
صدای انسان پدیدهای بسیار پیچیده است و چهار عامل «غلظت صدا»، «انرژی صدا»، «انرژی کلمه» و «برد یا حجم صدا» در آن دخالت بسیار دارند . بنابراین شرایط و محیط مناسب برای توسعه قدرت تکلم و پرورش بیان ، یکی از مهمترین وظایف مربیان در تمام سطوح آموزشی است . این امر به ویژه در تئاتر و آواز اهمیت خاصی دارد زیرا که ارتباط فکری و انتقال اندیشهها از صحنه به تماشاگر مهمترین رکن در این هنرها است ، چرا که مقدار بسیار زیادی از این ارتباط و انتقال ، توسط کلام انجام میگیرد . به طور کلی میتوان اهم اهداف پرورش بیان را چنین بر شمرد :
برای داشتن بیان خوب باید دارای «گوش خوب» بود . مفهوم داشتن گوش خوب آن است که باید به شنیدن - و درست شنیدن - صدای خود و دیگران و صداهای اطرافمان که ما اصطلاحاً آن را «صدای طبیعت» مینامیم ، عادت نمود . ما در زندگی روزمره بسیاری از صداها را - اگر چه این صداها وجود دارند - نمیشنویم ، ما حتی دقت نمیکنیم که صدای دوستمان که مدتها با او برخورد و مصاحبت داشتهایم چگونه است . بلکه از صدای افرادی که میشناسیم تنها یک خصوصیت کلی در ذهنمان داریم در حالیکه اگر به صدای وی با دقت گوش کنیم ویژگیهایی را در صدایش خواهیم شناخت که تا به حال متوجه آن نبودهایم . جالب است بدانیم که ما حتی به چگونگی صدای خود نیز وقوف کامل نداریم و به همین دلیل ، به میزان تأثیرگذاری بیان خود بر روی دیگران آگاه نیستیم . معمول است که برای آگاهی هنرپیشه و خواننده به چگونگی بیان خود ، ضبط کردن صدا را پیشنهاد میکنند . البته این در صورتی خوب است که دستگاه ضبط صدا دستگاه کاملی باشد، چرا که ضبط صوتهای معمولی بخشی از ویژگیهای صدا را حفظ نمیکنند . به هر حال دقت و توجه نسبت به صدای خود و صدای طبیعت به هنرمندان امکان داشتن یک گوش خوب را میدهد به شرط آنکه این توجه و دقت به صورت یک تمرین مستمر و همیشگی درآید تا نتیجه مطلوبی به دست دهد . داشتن بیان خوب مستلزم شناخت فرد از ساختمان دستگاه صوتی و چگونگی تولید صوت نوع هوا ، مقدار هوا ، عواملی که در تولید صدا دخیل هستند و ... نیز هست . گوشه هايي كوچك از دستگاه شور كرشمه
هزار عهد بكردم كه گرد عشق مگردم همی برابرم آید خیال روی تو هر دم نخواستم كه بگویم حدیث عشق و چه حاجت كه آب دیده سرخم بگفت و جهره زردم به مكتبی برسیدم مجال صبر ندیدم گلی تمام نچیدم هزار خار بخوردم ------- پنجه شعری اگر مستم من از عشق تو مستم بیا بنشین كه دل بردی ز دستم ------- رهاب دلی از سنگ بباید به سر راه وداع تا تحمل كند آن روز كه محمل برود ------- حداوندی (1 ) یوسف كنعانیم روی چو ما هم گواست هیچ كس از آفتاب خط و گواهان نخواست عشق اگر محرم است چیست نشان حرم آنكه به جز روی دوست در نظر او فناست ------- حداوندی ( 2 ) سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این پرده نیست فارغ از این ماجراست گر برود جان ما در طلب وصل دوست حیف نباشد که دوست دوستتر از جان ماست ------- مثنوی ( 1 ) تا کی از ما یار ما پنهان بود چشم ما تا کی چنین گریان بود تا کی از وصلش نصیب ما محنت و درد دل و هجران بود این چنین کز یار دور افتادهام گر بگرید دیده جای آن بود درد ما را نیست درمان در جهان درد ما را روی او درمان بود ------- مثنوی ( 2 ) بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند از نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق من به هر جمعیتی نالان شدم جنت بد حالان و خوش حالان شدم هر کس از ظن خود شد یار من وز درون من نجست اسرار من هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش آتش است این با – نامی و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد ------- دوبیتی شبان آهسته نالم مگر رازم نهان ماند به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم ------- بزرگ ساقیا بده جامی زان شراب روحانی تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی ------- گرایلی بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمش یکدم به حوض کوثر اندازیم چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش که دست افشان غزل خوانیم و پا کوبان سر اندازیم گوشه هاي اصلي دستگاه شور درآمد اول
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود آنچنان جای گرفتست كه مشكل برود ------- درآمد سوم ای كه با سلسله زلف دراز آمدهای فرصتت باد كه بیگانه نواز آمدهای ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهای پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ چون به هر حال برازندهی ناز آمدهای آفرین بر دل نرم تو كه از بهر ثواب كشته غمزه خود را به نماز آمدهای ------- درآمد خارا چو بشنوی سخن اهل دل مگو كه خطاست سخن شناس نهایی دلبرا خطا اینجاست سرم به دینی و عقبی فرو نمیآید نعوز له از این فتنهها كه در سر ماست ------- درآمد مجلسی ( چهارم ) دل از ما برد و روی از ما نهان كرد خدا را با این بازی توان كرد چرا چون لاله خونین دل نباشم كه با من نرگس او سرگران كرد ------- اوج موجم این بار چنان كشتی طاقت بشكست كه عجب باشد اگر تخته به ساحل برود ------- شهناز ره ندیدم چه برفت از نظرم صورت دوست همچو چشمی كه چراغش ز مقابل برود ------- قرهچه روی بنمای كه صبر از دل صوفی ببری پرده بردار كه هوش از سر عاقل برود ------- رضوی و فرود قیمت وصل ندارد مگر آزرده هجر مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود ------- رضوی با تحریر نغمه كس ندانم كه در این شكر گرفتار تو نیست مگر آن كس كه به شهر آید و غافل برود ------- رضوی با تحریر جوادخانی گر همه عمر نداد مست كسی دل به خیال چون بیاید به سر رای تو بی دل برود ------- رضوی با تحریر قجر همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید آری آنجا كه تو باشی سخن ما نرود ------- فرود سعدی ار عشق نبازد چه كند ملك وجود حیف باشد كه همه عمر به باطل برود ------- حسینی زاهد پشیمان را ذوق باده در جاده است عاقلا مكن كاری كه آورد پشیمانی ------- زیركش سلمك ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود وین راز تو به مهر به عالم ثمر شود ------- حزین گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود و لیك به خون جگر شود ------- سملی خواهم شدن به میكده گریان و دادخواه كز دست غم خلاص من آن جا مگر شود مراحل نفس گيري بخش یکم تنفس صحیح تنفس صحیح در زندگی عادی هم یکی از مهمترین عوامل تأمین سلامتی انسان است چرا که اکسیژن لازم برای سوخت و ساز غذا در بدن را به نحو بهتری تأمین میکند . اما در تنفس عادی روزمره ، ما معمولأ هوا را به شیوه درستی تنفس نمیکنیم و اگر توجه داشته باشیم، هوا حدود راس ششهایمان پایین میرود و تمام گنجایش آنها را پر نمیکند .
اگرتنفس صحیح باشد یعنی هوا به قسمت انتهایی ششها وارد شود، ششها افزایش حجم پیدا کرده ، از طرفین دندههای پایینی را بلند میکند و از پایین نیز بر پرده دیافراگم فشار وارد میآورد و آنرا به سمت پایین میراند. در نتیجه پهلوها برجسته میشود و شکم اندکی جلو میآید . باید توجه کرد که جلو آمدن شکم در اثر عکس العمل فشاری است که بر احشاء و عضلات شکم وارد میآید. بنابراین این جلو آمدن فقط در حد لزوم است، دقت کنید که به طور ارادی شکم را جلو ندهید. تنفس درست صدا را گرم و پر طنین و جذاب میکند و این در رسیدن به هدفهایی که برای پرورش بیان برشمردیم عامل بسیار مؤثری خواهد بود . در کلام آواز و سخنوری به همین نحو «کلمه» در رسیدن به اهدافی که مد نظر داریم، بسیار مؤثر خواهد بود. پس تنفس صحیح باید برای شما به صورت یک عادت در آید و لازمه آن این است که تمرینات تنفس صحیح به طور مستمر و مداوم انجام گیرد و در برنامه زندگی روزمره جایگاه ویژه خودرا دارا باشد . مراحل یا تفکیک تنفس تکنیک تنفس شامل سه مرحله است :
تمرینات این بخش، مهارت کافی اولیه را در این سه مرحله برای شما حاصل خواهند کرد. همانطور که گفته شد این مهارت در صورتی کسب خواهد شد که تمرینات داده شده در زندگی به طور مستمر و پیگیر انجام گیرند . پیش از شروع تمرینات به این نکته توجه شود که هر تمرین در صورتی مفید واقع خواهد شد که پیش از آغاز تمرین بدن شما کاملاً راحت و حواس شما کاملاً متمرکز به عملی که انجام میدهید (حالت رلکس) باشد . دقت کنید که ظرفیت ششها باید پر شود، بی آنکه تلاش خسته کننده یا فشاری در پی داشته باشد . این مهمترین و اساسیترین قسمت پرورش بیان است .
تمرین یکم : در حالت قائم بایستید . هوا را از راه بینی، به آخر قسمت ششها بفرستید. در بازدم ، هوا از راه دهان تخلیه میشود . تخلیه تا درصد بالا خود به خود و غیر ارادی است .
تمرین دوم : همان تمرین است در حالیکه دستها را به سمت سقف بالا بردهاید .
تمرین سوم : همان تمرین در حالیکه دستها را به طرفین کشیدهاید . در این حالت قفسه سینه باز شده و شما احساس میکنید که هوا بدون توقف در سینه به قائده مثلث ششها وارد میشود .
تمرین چهارم : همان تمرین در حالیکه دستها را به پشت برده و پشت پنجهها را بر کمر قرار دادهاید . و استخوانهای دو کتف به هم چسبیدهاند . در این حالت نیز قفسه سینه باز شده ، هوا بدون توقف در سینه به انتهای ششها وارد میشود .
تمرین پنجم : همان تمرین در حالیکه به جلو خم شدهاید و سر ، دستها و تنه آویزان و راحت است . میبینید که هوا در سینه توقف ندارد و یکسره به انتهای ششها وارد میشود .
تمرین ششم : بنشینید، راحت باشید و همان تمرین را انجام دهید .
تمرین هفتم : به حالت طاق باز بخوابید و همان تمرین را انجام دهید.
تمرین هشتم : روی شکم بخوابید و تمرین را تکرار کنید .
تمرین نهم : اکنون تمرینات را به همان شکل انجام دهید با این تفاوت که تخلیه ارادی است . یعنی اینکه تخلیه کاملاً بر عهده عکس العمل دیافراگم و عضلات و احشاء شکم گذارده نمیشود .
دقت کنید : هر یک از تمرینات گذشته را باید با توجه و دقت کامل به صحیح ترین صورت ممکن انجام داد تا تسلط و مهارت کافی کسب شود . بنابراین مدت این تمرینات طولانی خواهد شد ، اما جای نگرانی نیست ، چرا که نتیجه بسیار عالی خواهد بود .
تنفس با شمارش
تمرینات تنفس با شمارش برای بالا بردن ظرفیت ششها و نیز برای کنترل مصرف هوا (مهارنفس) ضروری است ، و باید با نهایت توجه و دقت و بدرستی انجام گیرد. باز هم در این تمرینات و به طور کلی در تمام مراحل تمرینات پرورش بیان ، توجه کنید که پیش از شروع هر تمرین باید تمام عضلات بدن شل و رها باشند (حالت رلکس) و در نتیجه این تمرینات ، باید به مرحلهای رسید که بتوان حداکثر ظرفیت ششها را با کمترین تلاش و بیهیچگونه فشار غیر لازم ، پرکنترل ، و تخلیه نمود . تمرین یکم تا هشتم : در هریک از حالات (1- قائم 2- دست بالا 3- دست به طرفین 4- دستها به پشت 5- خم به جلو 6- نشسته 7- طاق باز 8- خوابیده بر روی شکم) هوا را با 10 شماره فرو دهید یعنی اینکه در هر شماره مقداری از هوا به درون ششها فرستاده شود. سپس به همان ترتیب با 101 شماره هوای فرو داده شده را تخلیه کنید. توجه کنید که این عمل مقطع صورت نمیگیرد. رفته رفته در اثر تمرین و تکرار، باید فواصل شمارهها و مقدار هوایی که در هر شماره به ششها وارد یا از ششها خارج میشود، به طور مساوی تنظیم گردد. در پایان دم ، ظرفیت ششها تکمیل و در انتهای بازدم نیز هوای ششها کاملاً تخلیه شده باشد. پس از تسلط براین تمرینات ، رفته رفته تعداد شمارهها افزوده میشود (دو تا دو تا ، سه تا سه تا ، چهار تا و ....). اینکه در این تمرینات تا چه شمارهای باید پیش رفت بستگی به ظرفیت و استعداد دستگاه تنفسی هر شخص دارد. تمرینات نهم تا شانزدهم : در هشت حالت بالا، تنفس با شمارش در سه مرحله به این شکل انجام میگیرد:
توقف هوا در ششها با 10 شماره بازدم با 10 شماره
توقف هوا در ششها با 10 شماره بازدم با 12 شماره
توقف هوا در ششها با 10 شماره بازدم با 14 شماره
تمرینات هفدهم تا بیست و چهارم : در هشت حالت مذکور ،تنفس با شمارش در سه مرحله و به شکل زیر انجام دهید :
توقف با 10 شماره بازدم با 10 شماره
توقف با 12 شماره بازدم با 12 شماره
توجه : در تمرینات تنفس با شمارش ، دم از بینی و بازدم از دهان صورت میگیرد . این نکته قبلاً نیز یاد آوری شد نکته مهم : اما به لحاظ اهمیت زیاد آن مجددأ تذکر داده میشود : در تمام تمرینات مربوط به تنفس باید کاملاً متوجه بود که هنگام تنفس شانهها و دندههای بالایی (که به جناغ متصلند) نباید حرکت داشته باشند . به عبارت دیگر نفس نباید در سینه حبس شود و هوا باید به قسمت انتهایی ششها (قاعده مثلث) وارد گردد . در این صورت افزایش حجم قاعده ششها ، پهلوها و دندههای انتهایی را که به جناق متصل نیستند باز میکند . همچنین توجه کنید که باید مواظب شکم بود که به طور کاذب باد نکند . عضلات و احشاء شکمی به همان اندازه که از سوی دیگر دیافراگم بر آنها فشار وارد میشود ، باید عکس العمل نشان دهند . فيزيولوژي فن بيان در فن بیان باید از فیزیولوژی بیان یعنی چگونگی اعضا و جوارح مربوط به بیان آگاهی داشت. از این پس این اعضا را «اندامهای گفتاری » مینامیم . اصول گفتاری از همکاری میان اندامهایی از چند دستگاه اصلی بدن تولید میشود . این عمل اندامها - که هر یک وظیفه ویژه دیگری دارند - یک وظیفه فرعی است . به عنوان مثال ششها و نای که اندام ویژه تنفسی محسوب میگردند (و این وظیفه اصلی آنها است )، در تولید صدا نیز همکاری میکنند و نقش مهمی بر عهده دارند .
اندامهای گفتاری عبارتند از :
ساختمان حنجره حنجره که عضو اصلی تولید صداست، منفذی به نام «گلوت» دارد و به وسیله دریچهای به نام «اپیگلوت» بسته میشود . نمو آن در مردان بیشتر از زنان است . ساختمان آن از غضروف ، مخاط ، تارهای صوتی فوقانی و تارهای صوتی تحتانی تشکیل شده است . تارهای صوتی تحتانی در مردان به طول 20 تا 35 میلیمتر و در زنان 15 تا 20 سانتیمتر است . صدا (صوت) در نتیجه برخورد هوای بازدم به تارهای صوتی تحتانی تولید میشود . عوامل مؤثر بر تولید صوت به زبان ساده یک کمانچه را در نظر بگیرید ، آرشه کمانچه بر یکی از تارهای این ساز ضربه میزند و تار متناسب با طول، ضخامت و جنس ومقدار کشیدگی (که توسط انگشت نوازنده تغییر میکند)، با ضربه آرشه به لرزش در میآید . این عمل امواجی را در هوا به وجود میآورد و صوت تولید میشود . این صوت به وسیله کاسه ساز و پوستی که بر روی آن کشیده شده ، تقویت میشود، کاسه و پوسته نیز به نوبه خود به لرزش در میآیند. این لرزشها با نتهای اصلی هماهنگ هستند و کیفیت خاص صدای کمانچه را به آن میبخشند . دستگاه صوتی انسان نیز به همین طریق عمل میکند : هوای بازدم بر تارهای صوتی حنجره ضربه میزند . سپس این تارها متناسب با صوتی که تولید میشود کشیده و به لرزش در میآیند . این لرزشها امواج صوتی را پدید میآورند . امواج صوتی حاصله در حفرههای بدن مانند حلق، سینه، حفره بالای حنجره، سینوسها و ... تقویت میشوند. هرگاه در یکی از حفرهها تغییری پیش آید تغییر آشکاری نیز در صدای شخص ایجاد میشود . مانند وقتی که به علت سرما خوردگی حفره بینی در اثر متورم شدن مخاط بینی تنگ میشود و صدای شخص تغییر میکند . نوع هوا نوع هوا درست به منزله نوع سوخت برای موتور ماشین است . هر چه هوا خالصتر باشد بازده بیشتری خواهد داشت . تنفس هوای آلوده دو نوع ضایعه به بار میآورد :
ضایعات تدریجی همان است که به تدریج در دستگاه تنفس ، نواقص و بیماریهایی ایجاد میکند و از ضایعات آنی، یکی آنست که در محوطه سربسته ای که پر از دود سیگار ، گرد و غبار یا بوی تند عطر و ادکلن باشد، سخنرانی درست و خوب یا ادای دیالوگها روی صحنه کاری مشکل خواهد بود . یا آنکه تنفس هوای آلوده به گازهای سمی باعث تحریک دستگاه تنفس ، ایجاد سرفه و گرفتگی صدا میشود . مقدار هوا باید هر چه بیشتر به «تنفس عمیق» عادت کرد و هوای بیشتری را وارد ششها نمود . البته به ظرفیت ششها و مقدار ظرفیت حیاتی در انسان نیز باید توجه داشت . در این صورت نتیجه کار بهتر خواهد بود . اگر تنفس صحیح باشد ، صدا بسیار جذاب و گرم خواهد شد . برای تنفس خوب باید طوری هوا را وارد ششها نمود که بر روی دیافراگم اثر بگذارد و آنرا به سمت پایین براند . این همان تنفسی است که وقتی به پشت خوابیده اید و نفس طبیعی میکشید ( در صورتی که بدن کاملاً راحت باشد ) اجرا میشود . یکی از تمرینات درست به کار بردن هوا چنین است که : به پشت بخوابید و نفس عمیق بکشید به شرط آنکه هنگام تنفس، شانهها و دندهها بلند نشود . در تنیجه این کار تمام خلل و فرج ششها پر از هوا میشود و چون مانع باز شدن استخوانهای سینه شدهاید ، ششها بر دیافراگم فشار آورده و آن را به پایین میراند . حالا انگشتان خود را در انتهای دندهها روی شکم قرار دهید، حس میکنید که دیافراگم محدب شده است (حالت اصلی دیافراگم مقعر است). به تمرینات تنفس صحیح در قسمتهای بعدی بیشتر خواهیم پرداخت . شناخت عواملی که در بیان دخالت دارند عواملی که در بیان دخالت دارند بسیارند . از آن جمله آشنایی هنر آموز به زبانی که به آن تکلم میکند و داشتن گوش خوب است . از دیگر عوامل میتوان به محیط خانواده اشاره کرد . انسان سخن گفتن را در خانواده و از کودکی، به طور ناخودآگاه میآموزد و این امر بعدها در زیر و بمی صدا و طرز بیان او اثر میگذارد . عامل دیگر محیط زندگی است . چنان که روستاییان صدایی بلندتر و آزادتر و شهرنشینان صدایی کوتاهتر، گرفتهتر و ملاحظه کارانهتر دارند. یا اینکه سیاهپوستان صدای روشن (صدایی میان زیرو بم)، سیاهان صدای تیره (بم) و زرد پوستان صدای روشن (زیر) دارند . عامل دیگری که در بیان دخالت دارد، کیفیت بدن و اندامهای گفتاری است که تا حد زیادی ارثی است . مثلاً شکل و اندازه تارهای صوتی، شکل حفرههای صوتی و ... در افراد متفاوت است . عامل بسیار مهم دیگر شخصیت است که از سویی ارتباط دقیق با محیط دارد. اگر شخصی درون گرا و یا ملاحظهکار باشد ، هنگام سخن گفتن مشکل بیشتری دارد. سخن گفتن چنین شخصی که منظورات خود را با ملاحظه کاری بیان می کند و پیوسته به دنبال انتخاب کلماتی است که بتوانند منظور او را به طوری که «نه سیخ بسوزد ، نه کباب» برسانند، بر اندامهای گفتاری او اثر گذاشته و حرکت آنها را کند میکند . به طور کلی هر چه که برای بیان اندیشههای خود تمایل کمتری نشان دهیم، اندامهای گفتاری را ضعیفتر کردهایم . یک عامل دیگر این است که برخی اشخاص سرعت فکر کردنشان بیشتر از سرعت سخن گفتنشان است و به همین جهت کلمات را شکسته و نصفه - نیمه ادا میکنند. بنابراین نیمی از منظوری که دارند، فقط در ذهن خود آنها میماند و مخاطبان آنان متوجه این منظورات نمیشود. پس باید توجه کنید که هنگام سخن گفتن تمام منظور خود را به گفتار تبدیل نماید . توجه دارید که عامل اخیر نیز ارتباط دقیق با شخصیت پیدا میکند . توصیه بسیار مهم وضروری برای شما این است که سعی کنید. صدای خود را «آزاد» کنید و راحت و باز سخن بگویید برخی اشخاص، سخن گفتنشان به گونهای است که حتی اگر کسی به آنان نزدیک باشد، صدایشان را به زحمت میشنود، چنین افرادی هرگز از بیان خوبی برخوردار نخواهند بود. بر عکس این گروه ، دستهای افراد نیز هستند که هنگام سخن گفتن «داد میزنند» . اینگونه افراد اگر چه صدایشان رسا است ، اما از تأثیرگذاری ناچیزی برخوردار است. شما باید کوشش کنید نه آنچنان و نه آنچنین باشد .
جمعه 23 تیر 1391 :: 12:06 ::
نويسنده : andisheyshoush
پيوندها چت باکس
Coming soon ....
|
|||