گروه تئاتر اندیشه شهرستان شوش
تشریح عملکرد گروه
صفحه نخست             مدیر وبلاگ            پست الکترونیک         آرشیو مطالب         عناوین مطالب

نمایشنامه طنز"خانواده"نمایشنامه

نوشته : نگار نادری

تعدادی از افراد پلاکاردهایی را با عنوان ها و شعارها یی در موردخانواده بلند کرده اند . بعضی نوشته هایی از همین نوع را در بین مردم پخش می کنند و عده ایی طوماری را امضا می گیرند . نفراول (مرد ) از میان بازیگران بر روی سکو می رود .


 نمایشنامه طنز"خانواده"نمایشنامه

نوشته : نگار نادری

تعدادی از افراد پلاکاردهایی را با عنوان ها و شعارها یی در موردخانواده بلند کرده اند . بعضی نوشته هایی از همین نوع را در بین مردم پخش می کنند و عده ایی طوماری را امضا می گیرند . نفراول (مرد ) از میان بازیگران بر روی سکو می رود .

مرد : همه ما بارها و بار ها در مورد خانواده شنیدیم. خانواده یک اجتماع کوچیکه . در خانواده است که شخصیت کودک شکل می گیره. یک خانواده خوب می تونه فرزندان سالم تحویل جامعه بده من .. من به عنوانه یک مرد از جامعه ...

یاریگران : هو ... هو...(گلوله های کاغذی به سمت او پرتاب می کنند )

مرد : باشه ...باشه (مکث) پس چی ؟

یاریگران : عضوی از یک خانواده

مرد : باشه ... من ...من .. من به عنوان یک فرد از جامعه و یک عضو از خانواده و البته یک مرد

(یاریگران گلوله های کاغذی پرتاب می کنند )

مرد : بله بله البته مرد می نویسن مرد میخونن (دوباره شروع به سخنرانی میکند ) من به عنوان یک عضو از یک خانواده و البته پدر خانواده تمام سعی و تلاشم ایجاد یک محیط سالم و بدون دغدغه برای اعضای خانواده است (یاریگران دست می زنند ) خانواده یعنی صفا و صمیمیت ، خانواده یعنی آینده خوب ، خانواده یعنی .. یعنی ..

یاریگران : عشق

(یاریگران یک اتاق را طراحی می کنند )

مرد : (با هیجان ) آه عزیزم اومدم با یک سبد عشق

زن : اوه عزیزم اومدم با یک سبد عشق

(دایره می زنند )

یاریگران : ساعت 4عصر

مرد : خانواده یعنی عشق

زن : آه عشق عزیزم

( دایره می زنند)

یاریگران : ساعت 5

مرد : چه زیباست عشق

زن : خانواده یعنی عشق عزیزم

(دایره می زنند)

یاریگران : ساعت 9شب

مرد : من گرسنه ام عزیزم

زن : آه منم گرسنه ام عزیزم

مرد : هیچی نداریم بخوریم عزیزم ؟

زن : مگه تو پول آوردی تا چیزی بخریم بخوریم عزیزم ؟

مرد : آه یادم اومد عزیزم ، آخر برج عزیزم

زن : برای مااول برج هم آخر برج عزیزم

مرد : اما اینها مهم نیست عزیزم

زن : آره اینها مهم نیست عزیزم

یاریگران: وبالاخره ساعت 11شب

مرد : من خیلی گرسنه ام عزیزم

زن : آره منم خیلی گرسنه ام عزیزم

مرد : هیچی نداریم بخوریم عزیزم

زن : تو چقدر خنگی چند بار بگم هیچی نداریم بخوریم عزیزم

مرد: من خنگ نیستم عزیزم تو زیادی متوقع هستی عزیزم

زن : من متوقع نیستم عزیزم تو دست وپا چلفتی هستی عزیزم

(نحوه صحبت کردن عوض می شود )

مرد : من دست و پا چلفتی نیستم تو بی دقتی و تمام پول ها رو همون هفته اول صرف غرو فرتمی کنی

زن : نه بابا ،ازاون روزی که باهات ازدواج کردم آرزو به دلم موندیه خرید درست و حسابی

مرد : مگه خونه بابات چه خبر بود ؟یه لا قبا مثل من

زن : چی بابای من مثل تو بی غیرت بود ؟ بابام نمی ذاشت آب تو دلمون تکون بخوره

مرد : افاده ها طبق طبق ، دیدیم چطور دختر ترشیدشونو بیخ ریش ما کردن (یکی را از میان تماشاگران صدا میزند ) آقا شما بگو دخترهای همسایه برا سایه من غش میکردن؟

زن : آها... زیر سرت بلند شده

(در گیری ایجاد می شود . به سمت هم کاغذ پرت می کنند . گاه از دست تماشاگر چیزی گرفته پرت می کنند )

یاریگران : خانواده یعنی مهربانی، محبت...

(زن ومرد هر دو فیکس می شوند )

مرد : کی گفته که شرکت زنها در کارهای اجتماعی و البته شغل مانع خوشبختی و سعادت خانواده است ،بنده حقوقم کفاف زندگی رو نمی ده چه بدی داره زنم سر کار بره . من و همسرم تصمیمی گرفتیم هر دو بار زندگی رو به دوش بکشیم . زندگی ما با عشق شروع شده و با عشق ادامه پیدا می کنه

یاریگران : اوه ...از کی ؟

مرد : از کی ؟..ازوقتی که زنم رفت سر کار

(تکرار )

مرد : اوه عزیزم من اومدم با یه سبد عشق ( زن را نمی یابد )عزیزم (در بین تماشاچیان می گردد )عزیزم ... ببخشید همسرم رو ندیدین ؟

(زن از میان جمعیت می آید )

زن : سلام عزیزم کی اومدی ؟

مرد : عزیزم یک ساعتی هست که اومدم

زن : خانواده یعنی صفا ،صمیمیت ...

مرد : اوه چقدر صفا و صمیمیت اینجا موج می زنه . این حقوق این ماه منه

زن : (پول را دور سر مرد به صورت صدقه می چرخواند) اینم حقوق این ماه منه

یاریگران : خانواده یعنی صفا ، صمیمیت ...

زن : اما هنوز تو جیب شلوارت یه چیزهایی هست که وسط نذاشتی ( مرد جیب هایش را خالی می کند . مقداری پول و خرت و پرت بیرون می ریزد )

مرد : زندگی یعنی عشق

زن: قسط ها رو بدیم

یاریگر1: کرایه خونه (پول می گیرد )

یاریگر2: قسط ماشین (پول می گیرد )

یاریگر 3: پول آب ،برق.. (پول می گیرد )

یاریگر 1: قسط صندوق حمایت از هنرمندان(پول می گیرد )

یاریگر2 : قسط....

یاریگر3: قسط...

مرد : ( رو به تماشاچیان )یه هزاری مونده میخوایی؟ (انرا طوری در جیب می گذارد که زن نبیند )

زن : خب عزیزم قسط ها رو دادیم خیالمون راحت شد

مرد : حالا یه چیزی بیار بخوریم

زن : هیچی نداریم بخوریم . دیگه پولی هم نمونده بریم بیرون غذا بخوریم

مرد: الان که اول برجه

زن : برای ما اول برج و آخر برج نداره

یاریگر 1: ببخشید قسط ماشین لباس شویی رو ندادین ؟

مرد : یه قسط دیگه هم مونده ؟!( با صدای بلندرو به زن ) حالا اگه ماشین لباس شویی نداشتی چی میشد؟ (نگاه زن) فقط خواستم بگم حالا باید چیکار کنیم ؟

زن : ببین می تونی از یکی قرض کنی ؟

مرد : (در میان تماشاچیان) ده هزارتومان داری قسط این ماه رو بدم؟( رو به دیگری )پنچ هزارتومان داری قسط این ماه رو بدم؟ (دیگری) سه هزار تومان ...

زن : اینجوری نمیشه ما باید بیشتر کار کنیم

مرد : آره اینجوری نمیشه ما باید خیلی بیشترکار کنیم

زن : خداحافظ

مرد : خداحافظ

مرد: آقا زندگی به کاره .کار که چیز بدی نیست ؟ الان حقوق هشت صد تومان زیر خط فقره . اما ما دوتا یه میلیون هم بیشتر می گیریم اما هنوز زیر خط فقریم . اما هنوز یه چیز تو زندگی ما هست و اون چیه ؟

یاریگران : عشق . زندگی یعنی عشق

مرد : (آهسته) گور پدر عشق ( یاریگران او را نگاه مبکنند)

یاریگران : نچ... نچ....

مرد :(جو گیر شده شروع به کار میکند ) خانواده یعنی صفا ، صمیمت.من میرم سر کار ، یه شیفت ، دو شیفت ،سه شیفت اصلا مهم نیست خانواده یعنی عشق من کار میکنم . کار میکنم (مرد نای راه رفتن ندارد و با خستگی خودش را به خانه می رساند . نمی داند کدام طرف در خانه است . خوش را به خانه می رساند و خود را بر روی سکویی می اندازد )

مرد : خانم ، خانم ...یه لیوان چایی

(سکوت )

مرد : خانم ، خانم ، ... یه لیوان چایی

(یاریگر 2 کاغذی به مرد می دهد )

صدای زن : عزیزم من اضافه کار موندم . غذاتو گرم کن بخور سعی می کنم دقایق آخر خودمو برسونم

مرد : آخ چه زن فداکاری ، اشکالی نداره عزیزم ، زندگی خرج داره ، این نشون میده هنوز عشق تو زندگی ما موج می زنه

(مرد کاغذ بر میدارد و شروع به نوشتن می کند )

مرد : عزیزم زندگی به تلاش است . دست پختت را اگر چه کم خورده ام اما عالی است . استحکام خانواده به تلاش تو به تلاش من وبه تلاش ماست.خداحافظ

(مرد می رود . زن می آید )

زن : عزیزم ...عزیزم ...کجایی (نامه را می خواند )چقدر عشق تو خانوده ماست. (نامه ایی می نویسد ) زن می رود مرد می آید نامه را می خواند

مرد : وای چقدر عشق تو خونه ما موج می زنه. (اینسو و انسو می گردد تا چیزی برای خوردن بیابد یکی از یاریگران چیزی به او می دهد . مرد هنگام خوردن چیزی می نویسد . مرد می رود و زن می آید)

زن : بازم نوشخوار کرده اینجا ریخته و رفته

(نامه را بر میدارد نخوانده پاره می کند . نامه ایی می نویسد )

زن : اگه یه دفعه دیگه لباسهاتو مرتب نکنی و یا ظرفها رو نشوری خدا به دادت برسه

(زن می رود و مرد می آید )

مرد : عزیزم ...عزیزم ...(نامه را می خواند ) به به... برام شعر گفته . اگه یه دفعه دیگه لباساتو مرتب نکنی و یا ظرفهارو نشوری... وای عجب وزن و قافیه ای داره! ( رو به یکی از تماشاگران ) آقا ببین زنم برام شعر گفته . بخون جان من بخون ( متن خوانده میشود مرد عصبانی) اینم مزد من . بجای خسته نباشی شمشیر کشیده . آقا من دردم رو به کی بگم ( رو به یاریگر)1به تو بگم؟

یاریگر 1 : نه بابا حوصله ندارم

( مردبه یاریگر دوم و سوم نیز می گوید اما هر کدام جواب منفی می دهند )

مرد : پس بذارین یه فریاد بکشم اجازه می دین ؟

یاریگران: اشکالی نداره

( مرد میخواهد فریاد بکشد . یاریگران او را می گیرند و دهانش را نگه می دارندمرد می خواهد فرار کند نمی تواند . موبایلش زنگ می خورد )

مرد : جانم خانوم؟جان..

(زن در سوی دیگر)

زن :چیکار کنیم؟

مرد: چی روچیکار کنیم؟

زن : بازم خنگ بازی در آوردی . اخه اینم شد زندگی ؟

مرد :واقعا ؛ اینم شد زندگی ؟ البته خانوم من هنوز نفهمیدم منظورتون چیه؟

زن : بازم خنگ بازی در آوردی ! فکر کن باید چیکار کنیم؟

(هر کدام از یک سو حرکت میکنن)

مرد:(خیلی ناگهانی) بچه بیاریم یه میلیون میدن

زن: یه میلیون میدن

مرد : خانم تو میتونی چهارده تا بچه بیاری؟(زن عصبانی گوشی را قطع میکند) الو ... الو... قطع کرد !

یاریگران و زن ومرد : حالا باید چیکار کرد؟ چیکار کرد؟ چیکار کرد؟ چیکار کرد؟

یاریگر 2: خانواده یعنی صفا

یاریگر 1:طلاق توافقی

یاریگر 3:کی گفته باید زن کار کنه؟

زن : چیکار کرد؟

مرد: چیکار کرد؟

زن : طلاق توافقی

مرد طلاق توافقی

 

سه‌شنبه 26 دی 1391 :: 10:42 ::  نويسنده : andisheyshoush
لینک های مفید
چت باکس
Coming soon ....



 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران